حاشیه بر فیلم!

سلام
دوست دارم این یادگاریم را به یک فیلم اختصاص دهم. در واقع بخش هایی از یک فیلم.شاید چون نمی شود کنار فیلم حاشیه نوشت, مجبورم اینجا حرف هایم را بزنم. شاید هم برای این ,

اینجا می نویسم که در اصل حاشیه نیستند حرف هام. فقط بازگو می باشند.,یک روایت...
دیشب داشتم یک فیلم می دیدم که اسمش را نمی دانم.ماجرای دو مرد بود. یکی مسن و دیگری جوان تر. از این آدم هایی که اجیر میشوند و پول می گیرند برای کشتن.برای یک مأموریت

به سفر رفته بودند. در طول سفر, مرد جوان بنابه دلایلی دچار افسردگی می شود و تصمیم می گیرد به خودکشی. ار طرف دیگر , صاحب کار آنها مرد مسن تر را اجیر می کند به کشتن

وی. وقتی پیرمرد از پشت نزدیک می شود برای کشتن او, ناگهان می بیند که مرد جوان اسلحه را روی شقیقه اش گرفته است و می خواهد خودکشی کند.ناگهان فریاد می زند که "نه!" او

نیز فریادمی زند"وای! ترساندیم."
-می خواستی چی کار کنی؟تو حق نداری خودت را بکشی؟
-تو هم که می خواستی همین کار رو بکنی. کدوم قانون به تو اجازه می ده منو بکشی ولی به من اجازه خودکشی نمی ده!!!
خیلی جالب و تأثیر برانگیز بود,به گمانم.
و اما, با اجازه شما می خواهم حاشیه ام را روی "من او" بنویسم. این هم اثر رضاامیرخانی.
حتماً بخونیدش. هم کتاب را و هم حاشیه ام را...
شاد باشید
خدانگهدار

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد طاهر و حسن

[خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

محمد طاهر و حسن

[خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

الهام

مي بينم كه نظرات صبح يكي بود حالا شده 18 تا! خدا زيادش كنه! خواستم بگم آپيدم، هر چند تو خوندي خوندي شعري رو كه گذاشتم اونم داغ داغ! ولي خب لازم سر بزن! تنكس

شریک کودکیهای من شوید

سلام.ممنون از لطفتون -مثل همیشه مطلب زیبایی انتخاب کرده اید - کاش همه ما مانند دوران کودکی پاک و زلال و بی آلایش بودیم

علی

سلام جون دل .movie شدی[نیشخند]میدونی یه سری فیلم ها و کتاب ها هستن مدت ها روی آدم تاثیر میذارن . الان میخام به شروع کنم مقتل امام حسین "لهوف سید بن طاووس "رو بخونم . توی حال و هوای محرم بدجور میچسبه . یا علی

م.ص.الف

حسین تو چندان تناوری و بلند که به هنگام تماشایت کلاه از سر کودک عقل می افتد

شریک کودکیهای من شوید

شب است و گيتی غرق در سياهی شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی باور به نور و روشنايی است ، که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ، شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .

کتایون

بدو بیا معمای عشق لیلی و مجنون رو حل کن

کتایون

[متفکر][متفکر][متفکر][متفکر][متفکر][متفکر][متفکر]