سرک

سلام

خواب در می زند
و پلک هایم هنوز
با زور قدر مطلق ها باز است
...
چند وقتیست به این ایستگاه سری نزده ام. یعنی خیلی وقت...داشت تار عنکبوت می گرفت و متروکه می شد.
دوباره آمدم. دلم تنگ شده بود.سیل خواب پشت سد پلکم کمین کرده.ولی می نویسم.
چند وقتیست سعی می کنم به حرف های پیامبر کتاب پیامبر و دیوانه گوش می کنم.
چه حس خوشایندیست جان کندن. چه قدر خوش مزه است طعم گرسنگی.چه قدر با ارزش است خستگی و خواب آلودگی ...
چند وقتی است به آویزان ماندن میان زمین و آسمان( توی اتوبوس و مترو!!!) می بالم.
مدتی بود درگیر بودم. با خودم. با درسها.با نمره ها. معلم  ها. مدرسه و بچه های خر خوان مزخرفمان...
جودی امروز بهم گفت" مهسا.چند روزیست مهربان شده ای. شوق و ذوق داری . با انرژی شده ای . قبلا..."
گفتم"قبلا درگیر بودم تا سازگار بشم. حالا کم کم انگار دارم سازگار می شوم..."
انگار دارم انگیزه ام را پیدا می کنم.راز است.نمی توانم بگویم چیست.
به قول دایی کوچیکه که می گه افلاطون می گه"راز تنها چیزی است که هر چه تعداد نگهبان هایش بیشتر بشوند زودتر فاش می شود"
ولی راستش برای این نمی گویم که می ترسم نظرم عوض بشه و...
دارم از یکی از بچه ها فرانسوی یاد می گیرم. قبلا هم مطربی اکباتانی یاد گرفته ام. مهناز هم لطف می کنه و بهم ترکی یاد می ده و لطف می کنه و لهجه خز و خیلم را تحمل می کنه.
.
.
.
هوا بس ناجوان مردانه سرد است.
راستش را می گویم.بدون هیچ استعاره و کنایه و غرض اجتماعی و سیاسی و غیره و غیره و غیره...
قعلا
خداحافظ 

/ 3 نظر / 13 بازدید
آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

معصومه.هاشمی

خواهش میکنم نگذار ایستگاهت خاک بگیره خیلی جالب مینویسی

معصومه.هاشمی