شاعر باشیم.شاعرانه باشیم...

سلام

امسال یه استاد زبان شناسی داریم به نام آقای "شکارسری" که خیلی هم معروف است(!!!). او من را – که هیچ وقت انتظارش نمی رفت- طی فرآیندی باور نکردنی,به زبان شناسی علاقه مند کرده و این یعنی معجزه!!!


او می گوید شعر در عصر ما (به صورتی گفته می شود که در آن ناهنجاری ایجاد شده. هم در صورت و هم در معنا.)


یک خرق عادت, چیز نامعمول . قبلا در مورد ضرباهنگی که موجب ایجاد حس شاعرانه می شود از زبان"ولادیمیر مایاکوفسکی" صحبت کرده بودم.شما تا حالا در حد فاصل بین قسمت زنانه و مردانه متروهای جدید ایستاده اید؟!( البته برای خانم ها می گم.چون آن قسمت برای آقایون بسته است. دلتون بسوزه. شما هیچ وقت ضرباهنگ شعر انگیز مترو را حس نخواهید کرد. D: (


چند روز پیش آنجا ایستاده بودم و شعری خیال انگیز(!!!) به ذهنم رسید و به محض این که جایی برای نشستن پیدا کردم آن را نوشتم. بعد هم بر اساس قاعده هم نشینی و جانشینی ( نظریه دوسوسور) آن را صورتی زیباتر بخشیدم.( خیلی ادبی شدم نه؟ از نتایج درس خواندن در رشته انسانی و مدرسه فرهنگه دیگه) به این ترتیب:


* نکته" چون 4 تا ایستگاه سوار مترو بودم, شعرم 4 مصراعه,یعنی دو بیتی شد!)


دل بیار و دل بیار و دل بیار/قلوه آن لولوی خوشگل بیار


صحبتی از آن جوان پر جنم/ صحبتی از نقش آن پازل بیار


که بر اساس قاعده هم نشینی و نقش ادبی تبدیل می شود به:


گل بیار و گل بیار و دل بیار/دسته گل از باغ بی حاصل بیار


نغمه ای از مطرب و می در چمن/صحبت از نجوا لب ساحل بیار


بر اساس آهنگ:


بم بابام.ب. بم بابام. ب. بم بابام/ بم ب ب. بام باباب. بامبا بابام


با ب با. با بام.ب بام ب . با ب بام/با ب با.با با ب بام با. با بابام


انگار بالاخره زحمت خانم های برمال و تورتیر و بسام و یحیایی و میرکاظمی و جودی جان و... و آقای شکارسری یه نتیجه ای داد ها(!!!)  


بیایید شاعر شویم. به همبن سادگی و آب زیمپویی. خیلی هاتون این فکر را کردید نه؟(نه D:)


یادمه وقتی ابتدایی بودم یه بار از یه انجمن یا همچنین چیزی آمده بودند به مدرسه ما و به من گفتنند" تصمیم داریم با کمک گرفتن از بچه هایی مثل شما به بقیه بچه ها در زمینه شعر گفتن کمک کنیم."


و من گفتم" نوشتن شاید. ولی من معتقدم برای شعر گفتن آدم باید استعداد داشته باشه. اگر نه شعر را با آموزش نمی شه یاد گرفت!" اون موقع آنها خندیدند ولی من هنوز معتقدم که درست گفته بودم.  

شاد باشید


شاعر باشید


خیال انگیز باشید


خدانگهدار

/ 2 نظر / 10 بازدید
مانيا

سلام . اگه من به جايه آقای شکار سری بودم يه نمره بيست به اين شاعر جوان می دادم تا اعتما به نفس پيدا کنه تا شايد شعر های بعديشو حداقل يکم قشنگتر بسرايه.

شکارسری

اگر زحمات بنده نتيجه نداشت که این سرکار خانم يا جناب آقا امروز در اين وادی نبودند و به اين سرعت و اختصار شگفت انگيز ! به خیال خوش و مشعشع خودشان پنبه مرا نمی زدند و اگر نتيجه داشت که اين افاضات فاضلانه مايه تفريح اهل هنر نبود ! پس در هر صورت اجازه بفرماييد به زحماتمان ادامه دهيم که در هر صورت خالی از لطف نيست انگار !