من قال...ما قال...

سلام

یه چیزی که تو دوسال اخیر زندگیم باهاش مواجه شدم و فهمیدم،مدت هاست ذهنم رو به خودش مشغول کرده.دوسال آخر زندگی ام منطبقه بر دوران ورودم به دانشگاه. البته این چیزی که فهمیدم فقط مربوط به همکلاسی هام نیست. ازقضا اتفاقاتی  هم تو این دوران پیش اومد که باعث شد این قضیه برام پر رنگ تر شه و اون اینه:

اکثر آدما-و شاید بشه گفت تمام آدمایی که من باهاشون آشنام-اینجوری اند که وقتی یه حرفی رو می شنوند( یه نوشته رو می خونن،یا یه فیلم رو می بینن یا...)ممکنه صددرصد باهاش موافق باشن ولی نگاه می کنن به گوینده اون حرف.اگر با اون شخص ،به خاطر پیش زمینه ذهنی و بیس فکری اش مخالف باشند و یا اینکه بدونن اون حرف رو با فلان غرض زده،خودشون رو به آب و آتیش می زنن تا بطلان اون حرف رو -که شاید از اساس صحیح باشه-اثبات کنن.

و این از نظر من خیلی عجیبه.من هیچ وقت -حتی اگر خواستم- نتونستم اینجوری باشم.دوست دارم بدونم نظر دین دراین باره چیه...البته تا اونجایی که می دونم یه حدیث داریم که می فرماید"انظر الی ما قال لاتنظر الی من قال" که فکر می کنم دلیل بر صحت نظر منه. ولی...

چه می دونم!!!

بگذریم...

دو سال تو دبیرستان فلسفه و منطق خوندیم و من تو اون دوران نفهمیدم که "دید فلسفی" با "دید منطقی" فرق می کنه. تا اینکه سر آخرین جلسه رفع اشکال درس حقوق مدنی ،با یه حرف استاد به این رسیدم. خیلی جالب بود.خیلی کشف جالب،بغرنج و پیچیده ای بود. دوست دارم خیلی روش فکر کنم و تحلیلش کنم. البته شاید به نظر برسه فایده عملی نداره، ولی اگه حقوقی باشید می فهمید که چه قدر مهمه با "دید فلسفی" به یه قضیه نگاه کنی یا با "دید منطقی".

قبلاً همه اش فکر می کردم به این حدیث که می فرماید"یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است"(همین بود دیگه؟)و با خودم می گفتم "آخه آدم به چی می تونه فکر کنه،مثلاً" ولی حالا یه خیلی موضوع واسه فکر کردن دارم.البته فکر می کنم منظور اون حدیث "تفکر درباره کنه خلقت" و مسائل مهمی از این قبیله. ولی نمی دونم چرا اون مسائل برای من نه مهمه و نه سؤال برانگیز.من دوست دارم درباره مسائل عملی که تو زندگی روزمره باهاشون برخورد می کنم،فکر کنم...

راستی دوباره یادآوری می کنم که "دوست من!اون بغل لینکه ها!بری روش باز می شه. به همین سادگی.منظورم اون ستون طوسی رنگه.اونجایی که اسم یه سری کتاب با نویسنده اش هست.اون ها اسم کتاب هایی هستند که من خوندم و درباره شون حاشیه نویسی کردم.اگه رو نوشته ها کلیک کنید می رید تو یه وبلاگ دیگه که همه اون مطالب هست.آخه چرا بعضیا فکر می کنن یه چیزی برای قشنگی این وسط گذاشته شده؟!یه سری بزنید،بدک نیست."

درهرحال،شاد باشید

خدانگهدار

/ 12 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ر.ا

سلام هر دو مطلب اخیر جالب بود. منبع حدیث مورد استنادتان غررالحکم است صفحه ی 438 فصل 6...ولی گاهی اوقات برخی با غرض و مرض سخن می گویند...ولی در کل مطلب صحیحی است فرمایش شما. با توجه به اینکه "بانو"هستید شاید مطالعه مجموعه کتابهای "نیمه پنهان ماه"که خاطرات شهدا از زبان همسرانشان است و از زاویه ای دیگر به زندگی آن بزرگ مردان می پردازد نیز برایتان جالب باشد...خصوصا کتاب اول که از زبان"غاده چمران"است. سربلند و دردمند باشید.

گرم دل

سلام منم باهات موافقم البته نه به خاطر دلیلی که گفتی یعنی به گوینده که تو باشی نگاه نکردم،حالا فرق "دید فلسفی"با"دید منطقی" چیه؟؟؟[متفکر]

گرم دل

سلام منم باهات موافقم البته نه به خاطر دلیلی که گفتی یعنی به گوینده که تو باشی نگاه نکردم،حالا فرق "دید فلسفی"با"دید منطقی" چیه؟؟؟[متفکر]

علی کوچولو

سلام دوست عزیز [گل] متنی ساده و روان و کوبنده ای بود . ممنونم که خبرم کردی . من همیشه در اینجور مواقع از دو جمله حضرت امیر استفاده می کنم که اولی دروازه دومی است (البته این نظر منه ) : منگر گوینده کیست ،بنگر سخنش چیست. و جمله دیگر که جرج جرداق نویسنده معروف مسیحی معتقد است بعد از کلام قرآن این جمله تکان دهنده ترین جمله بشر است : شخص را باید نسبت به حق شناخت نه حق را نسبت به شخص منتظرهمیشگیت علی کوچولو [گل]

محمدرضا

بازهم سلام. مر30 از توضیحات تکمیلی. قبلاً مراجعه کرده ام و قلم توانمند تو را در زمینه نقد کتاب آن هم کتب امیرخانی خوانده ام... هرچند خودم توفیق نشده یک صفحه از کتابهای این نویسنده رو مطالعه کنم! موفق باشی

جروشا

من فکر می کنم فکر کردن درباره ی"مسائل عملی که تو زندگی روزمره باهاشون برخورد می کنیم" ما رو به همون چیزهایی که باید بهشون فکر کنیم می رسونه... اونه که به این فکرهای ما جهت و ارزش می ده!

مهدی وزیریان

به یاداو که... درباره مطلب اولتون: بله! به حدیث خوبی خودتون هم اشاره کردید: بنگر چه می گوید نه آنکه که می گوید. اصلاً با عقل بی تعصب هم جور در میاد و دین برگرفته از عقله. من خیلی به این مسائل فلسفی علاقه دارم. اصلاً آرزوم این بود که برم تو این رشته ها.. هر چند الان کمی در موردشون مطالعه می کنم اما باز هم خوب نمی رسم.. خب تو این حدیث نوع تفکر رو که مشخص نکردن.. هر چیز که ما رو در نهایت به خدا برسونه خوبه. بله، لینک کنار رو هم می بینم! درود

133

سلام وبلاگ های ما فعلا باید برن جلوی ایستگاه لنگ پهن کنند... خیلی نکته خوب و مفیدی بود ... البته : به نظر من یه مرز زیبا ولطیفی باید بین این حدیث و روایت معروف حضرت علی که خطاب به خوارج می فرمایند : حرفشان درست و صحیح است اما از آن اراده ی باطل می نمایند انتخاب و مشخص نمود... یا علی..

حامد

سلام.خوبین؟داشتم به یه وبلاگ نگاهی مینداختم که تصمیم گرفتم به وبلاگ شما یه سری بزنم.اگه به وبلاگ من یه نگاهی بندازین خوشحال میشم. متن شما عالی و خوب بود البته فکورانه و تجربی.مطلب شما دقیقا هم موضوع مطلب اول وبلاگم.من مثل شما منطق و فلسفه نخوندم ولی میتونم اینارو بفهمم واین اذیتم میکنه.امیدوارو که (خییلی از آدما)بتونن بخونن،ببینن،بفهمن و تصمیم بگیرن. منتظر نظر شما.

آب حیات

°°°°°°°°°°°°|/ °°°°°°°°°°°°|_/ °°°°°°°°°°°°|__/ °°°°°°°°°°°°|___/ °°°°°°°°°°°°|____/° °°°°°°°°°°°°|_____/° °°°°°°°°°°°°|______/° °°°°°°______|_________________ ~~~~/__ بیا اینم وسیله حالا دیگه_\~~~~~~ ~~~~~/ _میتونی بهم سر بزنی ونظربدی _\~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸….. *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* __________