زندگی؟

سلام

 

امروز یکی از  بچه ها پای تخته نوشت:

"شاید آن روز که سهراب نوشت:

"تا شقایق هست, زندگی باید کرد"

به فکر دل شکسته یاس نبود.

باید این طور نوشت:

"هر گلی هم باشی

چه شقایق, چه گل پیچک و یاس

زندگی اجبار است!!!""

معلم گفت:

"همه چیزش خوب است. غیر از آخرش!"

ما گفتیم:

"نه! ضربه نهایی را در جمله آخر زده.

اتفاقاً آخرش بهتر است!"

او خندید.

شاید به فکر ما.

شما چه فکر می کنید؟!

شاد باشید

خداحافظ

/ 5 نظر / 4 بازدید
Daisy

سلا چه ايستگاه بامزه ای داری.... تبادل لينک چه طوره؟ دو تا تبادل لينک دارم يکی وب من يکی توو وب گروهی: http://www.shadowgirl1993.blogfa.com اگر هم قبول نکردی به نظرت احترام ميزارم.... بازم بيا بازم ميام

باران

سلام من باز اومدم. چرا ستون انگليسی رو آپ نمی کنی...من بهش علاقه مند شدم...

Mania

(خط زندگي زندگی شايد خطی باشد کشيده با مداد سرخط پررنگ و پرتوان رد می‌گذارد برجای بر همه سپيدبرگ‌های نابگشوده پر شتاب می‌رود پيشاپيش مشتاق ِ کشيده‌شدن تا ناديده‌یِ دفتر در ميانه خط يک‌نواخت و تک‌رنگ پاک‌کنی می‌رسد گه‌گاه بردارد لغزش نوک ساييده‌ی مداد می‌رود به‌پيش بی‌شتاب و بس آرام گم می‌شود در ميانه‌یِ کاغذ کند گردد نوکِ تيز مداد می‌خراشد تن ِ نازکِ دفتر خط می‌لغزد رو به‌پايان در حسرت بازگشت به نقطه‌یِ آغاز کشيدن خطی نو بر سياه‌دفتر سياه و پررنگ و پرتپش اما سست و لرزان کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر أهسته و کم‌جان می‌رسد به نقطه‌یِ پايان) (ساخت وبلاگ و قالب جدید رو تبریک می گم . البته قبلا هم به این وبلاگ سر زده بودم . قالب زیبایی دارید . به سازنده آن هم تبریک میگم. وبگرد...)

جودی

زندگي حس خوش آیندی است که یک مرغ مهاجر دارد...

مريم

ما هم به همان چیزی که معلمتان فکر کرد !!!