روز مرگی.

سلام

"آنجا که آب , آب گوارا, سرد
زیر رکاب و چکمه ی او می تافت
او در زلال خویش نظر می کرد
دریاچه ی صفا
بر سینه ی فرات
فروزان بود"
(زنده یاد احمد زارعی)

این روزا روزای مهمین. روزای عید و شادی. روزایی که اگه دریابیشون می تونه خیلی اتفاقا برات بیفته.
ولی افسوس! انگار همه کارای مهم تری داریم از تحول و از توجه به مسائل مهم!
امروز یهو به خودم اومدم و دیدم که روزمرگی چه بده.
من اینجوری نبودم.بد شدم. دیگه خودم رو دوست ندارم.
شاد باشید
خداحافظ

/ 4 نظر / 8 بازدید
آرش

مهسا ! نداشتیم ها ! دیگه به مهسا اینطور نگی ها ! درک می کنم حست رو.بسیار برای خودم پیش اومده که از خودم بدم اومده.ولی رفع می شه مهسا.خیلی مسائل بر زندگی ما تاثیر می ذارن که ما حتی بهشون فکر هم نمی کنیم.روزمره گی هم ناگزیره.ناگزیر.تازه تو الان در بهترین حالن هستی... وای به روزی که بری سر کار و .... شاد باشی... آرش.

نازنین

سلام دوست عزیز امروز روز خیلی بزرگیه برام آخه عشقم متولد شده[قلب] و من براش یه جشن کوچولو گرفتم خوشحالم میشم که به کلبهء ما سری بزنی و تو جشنمون حضور داشته باشی منتظرتم... یا علی مدد[گل][گل][گل]

پوریا رجبیان

ازت ممنونم اما من هنوز تازه کارم اگه میخوای پولدار شی برو به ضرر نمیکنی poolvade.blogfa