دردنامه،درمان نامه!

آی  دونه دونه دونه/ نون و پنیر و پونه

قصه بگم براتون؟/قصه ای عاشقونه؟

یه وقت نگین دروغه/ یه وقت نگین که وهمه

اون که قبول نداره/ نمی تونه بفهمه

بریم به اون فصلی که/ اوج گرمی ساله

ماجرای قصه مون/ داخل یه کاناله

کانالی که تو این دشت/مثل قلب زمینه

دور و بر این کانال/پر از میدون مینه

یک کانال که تو این دشت/مثل قلب زمینه

هوای توی کانال/ ببین چه دل نشینه

اون یکی پا نداره/روی زمین افتاده

اون یکی رو ببینین/ چه قدر قشنگ جون داده

رنگ و روی اون یکی/ از تشنگی پریده

همون که روی پاهاش/سر دو تا شهیده

اونجا که نوزده نفر/ کنار هم خوابیدن

ببین چه قدر قشنگن/ تمامشون شهیدن

یکی ازش خون میره/ببین چه قدر آرومه

فکر می کنم که دیگه/کار اونم تمومه

مجتبی پا نداره/سر علی شکسته

مجید دمر افتاده/کریم به خون نشسته

گلوله وگلوله/انفجار و انفجار

پاره های بچه ها/قاب شده روی دیوار

هر جا رو که میبینی/دلاوری افتاده

هر جا جگر گوشه ی/ یه مادری افتاده

حالا تو بهت این دشت/میون فوج دشمن

از اون همه دلاور/فقط رضا بود و من

آی قصه قصه قصه/اتل متل توتوله

خمپاره و آرپی جی/نارنجک و گلوله

صورت مهدی رفته/مصطفی سر نداره

رضا نعره می کشه/"خیز برو!خمپاره"

این جمله توی گوشم/مونده واسه همیشه

التماس رضا رو/فراموشم نمی شه

"الو الو کربلا!/پس نخودا چی شدن؟

یاور دو به گوشم/بچه ها قیچی شدن

کربلا! کبوترا/ از تو قفس پریدن

ما آذوقه نداریم/مهمونامون رسیدن

کربلا جون به گوشی؟/جواب بده برادر"

بی سیم این طور جواب داد/"الو به گوشی یاور؟

چیزی نداریم که تا/سر سفره بذاریم

یاور دو به گوشی؟دیگه غذا نداریم"

رضا منو نیگا کرد/صورتشو تکون داد

بغضی کردش و بی سیم/ از توی دستش افتاد

عجب کربلائیه/ نشون به اون نشونه

عطش نعره می زنه/پنج روزه تشنمونه!

پنج روزه که می جنگیم/کشته می شیم ،می میریم

بی سیم می گه "عقب گرد"/ ولی عقب نمی ریم

.

.

.

ببخشید. ولی بقیه شو دیگه حوصله نداشتم تایپ کنم.خدا خیرتون بده. اگه خواستین خودتون برین گیرش بیارید و بخونید. اسم شعره "قلب زمین" ه از کتاب "دفتر سرخ" سروده "ابوالفضل سپهر".

فقط خواستم یه ذره حق مطلب رو ادا کرده باشم.

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فدایی اسلام

سلام جانا سخن از زبان ما می گویی... شهید آن کسی است که در زیر لوای بی کسی و غربت-حتی در همین حکومت اسلامی-لله کار میکند و مظلومانه ناسزا می شنود و خم به ابرو نمی آورد چرا که:"شهید نظر می کند به وجه الله"...

امین

شهیدان زنده اند الله اکبر اونایی که مسخره میکنند ازعقل ناقصی برخوردارند سعی کن درست فکر کنی ممنون خبرم کردی [گل] تازه آپ کردم

راحله.ک

سلام خوش به حالت..یه عالمه خوش به حالت.. همین!!!!

هادی

سلام آپم....و منتظر دیدار [گل][گل]

آقامرتضی

یا الله سلام علی قلب زینب الصبور خوشحالم که امسال هم روزیتون شد. و خوشحال تر از این که تونستید این همه استفاده کنید. شهر آسمانی به روز شده... منتظریم ... التماس دعا یا مهدی

باران

چقدر این پستت رو دوست داشتم....شهید...شهید....الحق که زیبا نوشتی

mohammad

سلام دوست عزيز نوشتتو خوندم جالب بود توش از ولايت حرف زدي اگه دوست داشتي يه سر به كتاب غيبت نعماني بزن و فصل ولايت و رهبريش رو بخون خوبه- مقدمه صحيفه سجاديه هم خوبه برا اين موضوع راستي شما هم يه سر به ما بزن خوشحال ميشيم يا علي

آب حیات

سلام مهسا وبلاگتم مثل خودت باحاله بمنم سر بزن. اومدی نظر بذار که بدونم سر زدی باشه؟